![]() خدایا چگونه می توانی بی قراریم را ببینی؟ من که سرتا پا نیازم به تو و مهر تو یعنی رحمت تو از مهر مادران کمتر است؟ تو که سایه رحمتت هیچوقت کوتاه نبوده! به من بگو، گناهی کردم که در مرام تو توان بخشیدنش نباشد؟ شرمم باد از این کوه گناه که هر کارش می کنم قله اش آفتابیست! چگونه فریادت کنم تا این سکوت سنگین را بشکنی و با لبخندت آرامم کنی؟
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آبان 1386
مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 جستجو
همراهان
غریبه ی آشنا
آخرین مسافر مسافر چشمان روباه عاشقان علی(طواف) م ر غ س ح ر ذوالفقـــار منتظران ظهـــــور زندگی یک جانباز *** یَا فَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ «س» *** خداوند زنده خدایا چرا عشق را آفریدی؟؟؟؟ پرچمدار عشق منتظرا ن شهرستان ازنا صراط منیر تمام آرزويم اين است كه.... سعادت بودن با آدمها زمینی که می خواد آسمونی... رسم عشق بازی :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
آرزوهای قشنگ
زوار امام رضا
احوالات دو برادر كه زوار امام رضا عليه السلام بودند
|+| نوشته شده توسط مونس جان در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 ساعت 19:52
سنگهای بهشتی
از امام محمد باقر روایت شده است که : سه سنگ از بهشت به دنیا آمده است : سنگ اول که از بهشت آمده سنگ جر الاسود است.اول سنگی که به زمین آمده حجر الاسود است ، که آدم با خودش از بهشت آورده است.رنگ آن از برف سفید تر بود به خاطر گناهان فرزندان آدم سیاه شد.در حدیث دیگر که در یازدهم بحار است که از حضرت صادق (ع) می فرماید: حجر الاسود ملکی بود از عظمای ملائکه در عالم عهد و میثاق اول که، به یگانگی خدا و نبوت محمد(ص) و وصایت علی (ع) اقرار کرد که خداوند او را امین خود گردانید و طومار اقرار خلق را به آن سپرد. تا وقتی که توبه ی آدم قبول شد.خداوند آن ملک را به صورت دره ی بیضایی یعنی سنگ بسیار سفید از آسمان انداخت. همین حجرالاسود در روز قیامت می آید و حال آنان که زبان ناطق چشم بینا دارد شهادت می دهد برای هر کسی که به حج رفته. و او را ملاقات کرده . برای حجر الاسود خصایصی است که برای سنگ های دیگر نیست. یکی آن که از ارکان حج است و استلامش از برای حاجی واجب است.دیگر آنکه ، به منزله ی دست خداست هر که می خواهد باخدا بیعت کند باید حجر الاسود را استلام کند و آن را ببوسد.یکی آن که روز قیامت شهادت می دهد از برای حاجیانی که به مکه مشرف شدند.یکی دیگر از خصایص این حجر این است که معصوم باید او را نصب کند. و از زمانی که این حجر از بهشت آمده است و حضرت آدم او را نصب کرده تا حال چند مرتبه افتاده است و هر دفعه پیغمبر و امام او را نصب کرده است یک مرتبه در طوفان نوح بود که خانه خراب شد و خدا جبرئیل را فرستاد حجر را در کوه ابوقبیس پنهان کرد، که از غرق شدن محفوظ بماند و مستور و پنهان بود تا وقتی که حضرت ابراهیم (ع) از بنای خانه فارغ شد خداوند او را به موضع حجر دلالت نمود،پس حضرت ابراهیم حجر را از کوه بیرون آورد و در موضعی که الان نصب است قرار داد.یک مرتبه هم ،قبل از بعثت رسول الله (ص) بود که سیل عظیمی در مکه معظمه آمد و یک گوشه ی از خانه خراب شد و حجر افتاد بعد از تعمیر خانه، آمدند حجر را در جای خود نصب کنند،میان قبایل عرب در نصب حجر مشاجره و منازعه شد پس آن حضرت به جهت رفع نزاع میان آنها عبای خود را پهن کرد و به دست مبارک حجر را برداشتند و در عبا قرار دادند وبعد فرمودند : اطراف عبا را روسای قبایل عرب گرفتند و بلند کردند تا محاذی و مقابل مکان حجر که رسید از میان عبا حجر را برداشت و در جای خود نصب کرد.دفعه ی دیگری که حجر الاسود افتاد زمانی بود که عبدالله زبیر در مکه خروج کرد عبد الملک مروان حجاج بن یوسف ثقفی را به جنگ عبدالله ،فرستاد.عبدالله هم پناه برد به خانه کعبه حجاج ملعون امر کرد خانه را بر سرش کوبیدند حجر افتاد. امام زین العابدین (ع) تشریف آوردند و حجر را از آنها گرفتندو بسم الله گفته و نصب کردند و در مکان خود قرار گرفت .اما دفعه آخر که حجر افتاده و نصب شده و دیگر تا به حال نیفتاده در غیبت صغری امام زمان (عج) بوده است که سرانجام توسط امام زمان (عج) نصب شد. |+| نوشته شده توسط مونس جان در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 ساعت 20:47
آیۀ الکرسی
آیا می دانید؟ ( موضوع : آیۀ الکرسی ) آیۀ الکرسی نام یک ایه است که با ( الله لا اله الا الله ) آغاز می شود و با ( هو العلی العظیم ) پایان می یابد و دو ایه ی بعد از آن جز آیۀ الکرسی نمی باشد گرچه در بعضی از موارد به خواندن آن هم تاکید شده است. آیۀ الکرسی: عظیم ترین، برترین،پرفضیلت ترین، شریف ترین آیه ی قرآن است که قرائت ان باعث دفع غم و اندوه ، دفع مشکلات و سختی ها، دفع شیطان، دفع چشم زخم و تقویت حافظه است.امنیت در سفر ، برآورده شدن حاجات، حفظ مال و جان، آمرزش اموات، عزت و بزرگواری، شفای بیماران، افزایش برکت و رزق و روزی و خلاصه خلاصی از آتش جهنم می شود. (بحار الانوار. علامه مجلسی ) عکس العمل شیطان در هنگام نزول آیۀ الکرسی : زمانیکه آیۀ الکرسی نازل شد ابلیس ترسید و به قومش گفت :امشب حادثه ای بزرگ اتفاق افتاده است.باشید تا من عالم را بگردم و متوجه حادثه شوم که چه بوده است . آیۀ الکرسی سید ایات قران است: در روایتی امده است روزی از اصحاب پیامبر اکرم (ص) در مسجد رسول اکرم (ص) نشسته بودند و از فضائل قران یاد می کردند. که کدام آیه افضل و بهتر است؟! یکی می گفت :اخرین ایه ی سوره ی توبه و یکی می گفت : اخرین ایه ی سوره ی اسراء دیگری می گفت سوره ی مریم و دیگری می گفت سوره ی طه.حضرت علی (ع) فرمودند: شما از آیۀ الکرسی چه می دانید ؟ من از رسول خدا (ص) شنیده ام که فرمودند: حضرت آدم (ع) سید انسان هاست. من سید عربم. سلمان فارسی سید فارس است.صهیب سید روم است .بلال سید حبشه است.طور سینا سید کوه هاست. درخت سدر سید درختان است.ما ه های حرام سید ماه هاست.روز جمعه سید روزهاست.قران سید سخن هاست . سوره ی بقره سید قرآن است.و آیۀ الکرسی سید سوره ی بقره است. در این ایه پنجاه کلمه و در هر کلمه پنجاه برکت. (تفسیر گازر.ج 1. ص 327) آیۀ الکرسی سید قران است : در ترجمه ی فارسی تفسیر طبری هم آمده است : روزی حضرت علی (ع) نزد پیغمبر (ص) آمد پیامبر به او گفت: یا علی ! من سید عربم و مکه سید شهر هاست کوه سینا سید تمام کوه هاست. جبرئیل سید فرشتگان و فرزندان توحسن (ع) و حسین (ع) سید جوانان اهل بهشتند. قرآن سید همه ی کتاب هاست و در سو ره ی بقره یک آیه است که آن آیه پنجاه کلمه است هر کلمه ای پنجاه برکت است و ان آیۀ الکرسی است. (قرآن کریم . ترجمه ی بهاء الدین خرمشاهی است ) اهمیت و عظمت آیۀ الکرسی : رسول اکرم (ص) خطاب به حضرت امیر المومنین علی (ع) فرمودند : یا علی! این آیه را به فرزندان ، همسایگان و همگان بیاموز . چرا که این ایه از تمام آیات نازل شده با عظمت تر است. (تفسیر روض الجنان.ج 3 ) قرآن برتر است یا تورات ؟ روایت شده است که از پیامبر اکرم (ص) پرسیده ند که : قرآن برتر است یا تورات ؟ حضرت فرمودند: که در قر آن آیه ای است که از تمام کتابهایی که خداوند متعال بر پیامبرانش نازل کرده است بهتر و برتر و والاتر است و آن آیۀ الکرسی است. (ادب اللسان ص 113) آیۀ الکرسی در لوح الهی : رسول خدا (ص) فرمودند: در شب معراج دولوح را دیدم. که در یک لوح سو ره ی حمد و در لوح دیگر کل قر آن نوشته شده است .که سه نور از آن می درخشید. گفتیم: ای جبرئیل!این نور ها چیست؟ جبرئیل در جواب گفت: آن سه نور یکی سوره ی توحید و یکی سوره ی یاسین ، و دیگری آیۀ الکرسی است. (مفاتیح الجنان ص290.291)
|+| نوشته شده توسط مونس جان در شنبه سی و یکم شهریور 1386 ساعت 17:16
نجوای رمضان
نجوای رمضان نجوای رمضان ترنم آوای قر آن را شکوه می بخشد. نغمه های مناجات شهید رمضان شب های تاریک آن را روشن می گرداند تا عابدان و زاهدان ،صالحان ومومنان بر سفره ی میهمانی خداوند نعمت و روزی معنوی فراوان برگیرند. ماه رمضان هر سال تکرار می شود تا اندرون از طعام خالی داریم و با دریافت نور معرفت به سوی مبدا نور به پرواز در آییم و از خاک به افلاک برگشاییم و به تماشاگه راز بنشینیم. رمضان و قرآن پیوند نا گسستنی با یکدیگر دارند و امام علی (ع) شهید رمضان تجلی و تبلور این پیوند است تا پیروان راستین به تاسی از او قدم طاعت بردارند و سر عبادت فرو گذارند. التماس دعا
|+| نوشته شده توسط مونس جان در جمعه شانزدهم شهریور 1386 ساعت 18:3
مهدی (عج)
سلام میلاد با سعادت حضرت مهدی موعود (عج) رو به شما دوستان خوبم و خانواده ی محترمتان تبریک می گویم. وظایف شیعه در عصر غیبت امام زمان (عج): دعا نمودن برای جلوگیری از فراموشی یاد آن بزرگوار مقدم شمردن خواسته ی آن حضرت ( عج )بر خواسته ی خود بزرگداشت آن اماکنی که بر قدوم آن حضرت زینت یافته اند احترام کردن نزدیکان و منسوبین به آن حضرت(عج) خاشع بودن بدن در زمان یاد آن بزرگوار پیوسته به یاد آن بزرگوار بودن و...........
|+| نوشته شده توسط مونس جان در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 16:53
زیبا ترین های عالم
زیبا ترین های عالم زیبا ترین شروع : بسم الله زیبا ترین سلسله : انبیاء زیبا ترین دین : اسلام زیبا ترین بانگ : تکبیر زیبا ترین خانه : کعبه زیبا ترین حرکت :شهادت زیبا ترین عمل : عیادت زیبا ترین لباس : احرام زیبا ترین چشمه : زمزم زیبا ترین ندا : فطرت زیبا ترین دوست : کتاب زیبا ترین عهد : وفا زیبا ترین روز : جمعه زیبا ترین زینت : ادب زیبا ترین ناله : نیایش زیبا ترین بیابان : عرفات زیبا ترین جنگ : جنگ با نفس زیبا ترین میعاد : معاد زیبا ترین کلام : لا اله الا الله زیبا ترین ستون :دین زیبا ترین آوا : اذان زیبا ترین سنگ : حجر الاسود زیبا ترین شب : قدر زیبا ترین خاک : تربت زیبا ترین رحمت : باران زیبا ترین سرمایه : زمان زیبا ترین کلمه : محبت زیبا ترین زمین : کربلا زیبا ترین لحظه : پیروزی زیبا ترین ابزار : قلم زیبا ترین سوره : حمد زیبا ترین حرف : حق زیبا ترین آغوش : آغوش مادر زیبا ترین کوشش : فی سبیل الله زیبا ترین نیکی : نیکی به پدر و مادر زیبا ترین انسان : پیامبر اکرم (ص) زیبا ترین پارسا : امام علی (ع) زیبا ترین مادر : حضرت فاطمه (س) زیبا ترین شهید : امام حسین (ع) زیبا ترین استاد : امام صادق (ع) زیبا ترین زندانی : امام موسی بن جعفر (ع) زیبا ترین منتقم : حضرت مهدی (عج) زیبا ترین سخنگو : حضرت زینب (س) زیبا ترین عمو : حضرت ابو الفضل (ع) زیبا ترین آواره : سلمان زیبا ترین غنچه : حضرت علی اصغر (ع) زیبا ترین پرچمدار : حضرت عباس (ع) زیبا ترین بنا : حضرت ابراهیم (ع) زیبا ترین صابر : حضرت ایوب (ع) زیبا ترین مهاجر : هاجر زیبا ترین قربانی : اسماعیل زیبا ترین پیرمرد : حبیب بن مظاهر |+| نوشته شده توسط مونس جان در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 9:29
محمد(ص)و علی(ع)
سلام ستایش خدا ی مهربان و کردگار روزی رسان و بنده پرور را که باز هم به من توفیق داد تا به محضر شما دو ستان خوبم برسم.بحث نماز گسترده تر از آن چیز هایی است که من به آنها پرداختم اما به همین مقدار کفایت می کنم امیدوارم که استفاده کرده باشید.امروزبا کتاب جدیدی آشنا شدم که داستانهای کوتاه بسیار جالبی داشت چند نمونه از انها را در این پست و چند پست آینده می گذارم امیدوارم که مورد قبول و استفاده ی شما دوستان خوب و همراهان همیشگی ام قرار گیرد. نام کتاب :داستانهايى از انوار آسمانى ـ مؤ لف : ر – يوسفى حكايت عمامه اى كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله به اعرابى بذل فرمود در كتاب مفتاح الجنة روايت است كه روزى حضرت رسول صلى الله عليه و آله در بالاى منبر موعظه مى فرمود، اعرابى دال شد كه هر دو چشمش كور بود، بعد از سلام عرض كرد، يا رسول الله گرسنه ام ، مرا سير نما، و هفتاد دينار قرض دارم قرضم را نيز ادا كن . از يونس بن اسحاق مرويست گفت از حضرت صادق عليه السلام شنيدم كه حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله چون اراده غزوه تبوك كرد حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام را خليفه و جانشين خود نمود، و رفت .پس منافقان زبان طعن به آن حضرت گشودند مى گفتند كه : حضرت رسول صلى الله عليه و آله چون على را نمى خواست و مصاحبت على بر طبع شريفش گران بود، از اين جهت على را در مدينه گذاشته است .آن حضرت شماتت منافقان را شنيده از مدينه بيرون رفت ، در يكى از منازل به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله مشرف شده اظهار شماتت منافقان را به حضرت كرد، حضرت رسالت ، شاه ولايت را دلدارى داده به مدينه برگردانيد، و در آن سفر بر لشكر حضرت رسول صلى الله عليه و آله شكست رسيد.همه لشكريان از خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرار نمودند. جبرئيل نازل شده و عرض كرد: يا رسول الله حق تعالى به شما سلام مى رساند و بشارت نصرت را به شما ميدهد اگر خواهى جمعى از ملائكه حاضر شده مدد نمايند، و خواهى على بن ابيطالب عليه السلام را براى امداد اهل دين طلب نما تا حاضر شود و به زور و بازوى خود لشكر مخالفان را از هم بدرد.حضرت رسول صلى الله عليه و آله حضور على عليه السلام را اختيار نمود، جبرئيل عرض كرد: يا رسول الله رو به سمت مدينه كرده بگو )) يا اباالغيب ادركنى (( سلمان (ره ) مى گويد: من در آن روز در خدمت اميرالمؤ منين عليه السلام بودم ، و در يكى از باغهاى مدينه ، حضرت امير عليه السلام در بالاى درخت خرما بود، و من در پائين درخت ، خرماها، را جمع مى كردم .ناگاه شنيدم ، كه حضرت از بالاى درخت گفت : (( لبيك لبيك)) اينك رسيدم ، و به پائين تشريف آورده ، آثار غضب در جبين مباركش مشاهده كردم ، و ديدم قطرات اشك چشم به رخسار مباركش جاريست ،عرض كردم : يا اميرالمؤمنين سبب اندوه و گريه ات چيست ؟ فرمود: يا سلمان لشكر اسلام شكست يافته و رسول خدا صلى الله عليه و آله را محنت و غصه دست داده و مرا مى طلبد، پس داخل حجره خاتون عالم شد خبر به آن سيده داد و بيرون آمده به من فرمود: اى سلمان من هر كجا كه قدم مى گذارم تو نيز قدم بگذار پس من نيز قدم از اثر قدم آن حضرت برنداشتم تا در گام هفدهم ، خود را در ميان لشكر رسول صلى الله عليه و آله ديدم .پس حضرت امير عليه السلام آوازه داده و حمله بر لشكر دشمن كرده جميع مخالفان ومنافقان چون گله اى رو به فرار نمودند و شكست يافتند، پس بعد از شكست يافتن دشمنان فتح و پيروزی به لشكر اسلام روى داد باز حضرت امير عليه السلام به طريق سابق با هفده قدم به مدينه بازگشتند. |+| نوشته شده توسط مونس جان در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 ساعت 15:3
سلام ادامه ی بحث نماز رو براتون گذاشتم.امیدوارم که استفاده کنید.این پست کمی طولانی شد اما از اون جایی که بحث شیرینی است فکر نمی کنم ثقیل باشه. چگونه عبادت كنيم ؟ خشوع ، حالت قلبى انسان در عبادت و نتيجه توجّه كامل به مقام بندگى در آستانِ الهى است . آنكه نياز و عجز خود را مى داند و عظمت و كمال الهى را مى شناسد و در عبادت ، خود را در برابر آن خداى بى همتا و آگاه مى يابد. حالتى متناسب با اين حضور پيدا مى كند، در اين حالت قلب ، خاشع مى شود، نگاه افتاده مى گردد و توجّه از هر چيز ديگر بريده و به معبود متوجّه مى شود. |+| نوشته شده توسط مونس جان در سه شنبه نهم مرداد 1386 ساعت 8:54
امام علی (ع)
سلام میلاد با سعادت امام علی (ع) را شما دوستان خوبم و تمامی مسلمانان جهان تبریک می گویم. دلم نیومد برای این مناسبت بزرگ آپ نکنم این پست رو اختصاص دادم به میلاد حضرت علی (ع) و پست بعدی ادامه ی موضوع نماز رو پی میگیرم. امیر المومنین (ع) و شهادت وصیت هایی از امام علی علیه السلام وقتی حضرت علی (ع) مشاهده کرد که دخترش ام کلثوم خیلی گریه می کند.او را دلداری دادند و فرمودند: اکنون فرشتگان آسمان و پیامبران الهی صف کشیده اند و به استقبال من برای انتقال به جهان دیگر آمده اند وپیامبر(ص) می فرمایند: به سوی ما بیا که اینجا از آن جایی که تو هستی بهتر است. ونیز فرمودند:بدن من را شب غسل دهید و حنوط کنید و دنبال تابوت را بگیرید،جلوی آن خود حرکت می کند.شما دنبال آن رابگیرید.هر جا روی زمین قرار گرفت در آنجا سنگ سفیدی می یابید.آن را جا به جا کنید،قبر آماده ای نمایان خواهد شد.آن را نوح پیامبر (ص) برای من آماده کرده ،جسدم را در آن قرار دهید.آنگاه که خشد های لحد را گذاشتید و لحد کامل شد،اولین خشتی را که گذاشته بودی بردار و مرا جست و جو کن ،مرا نخواهی یافت. آخرین سخن امام علی (ع) :( نهج البلاغه،خطبه ی 149 پیرامون مرگ) ای مردم هر کس در عین این که از مرگ فرار می کند آن را ملاقات می کند و واپسین روز عمر آدمی که پایان حیات اوست به طرف مرگ رانده می شود و فرار از مرگ نزدیک شدن به آن است بسا روزهایی که در جست و جوی راز نهانی این امر را پشت سر گذاشتم ولی خداوند آن را پوشیده داشت،هیهات! علم به حقیقت این امر(مرگ) نهفته است و برای هیچ کس آشکار نخواهد گشت. اما وصیت من به شما : پس هرگز به خدا شریک قرار ندهید.و سنت پیامبر اکرم (ص) را ضایع نکنید.این دو ستون را بر پا دارید و این دو چراغ را روشن نگاهدارید.با عمل به این دو تکلیف اساسی برای شما سرزنشی متوجه نیست مادامی که متفرق نشوید.برای هر انسانی از شما به اندازه ی تواناییش تکلیف شده و باید برای ادای آن بکوشد. من تا دیروز با شما بودم و امروز عبرتی برای شما هستم و فردا از شما جدا می شوم خداوند مرا و شما را ببخشاید. درد دل امام علی (ع) با چاه: خدایا!چگونه تو را بخوانم در حالی که تو را عصیان کرده ام؟ و چگونه تو را نخوانم در حالی که معرفت و محبت تو در دلم جایگزین شده است؟دستی را به سوی تو گشوده ام که انباشته از گناهان است و چشمی به سوی تو دوخته ام که از امید لبریز است.خدایا! تو صاحب عطایا و بخشش ها هستی و من اسیر خطاها و لغزش ها. |+| نوشته شده توسط مونس جان در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 ساعت 20:48
الهی و ربی من لی غیرک برخورد با يك شخصيت برجسته ، انسان را به تواضع وا مى دارد، ديدار با يك دانشمند بزرگ ، آدمى را به تكريم و احترام وا مى دارد، چون كه انسان در برابر عظمت و دانش آن شخصيت و اين دانشمند، خود را كوچك و كم سواد مى بيند.خداوند، مبداء همه عظمت ها و جلال ها است . شناخت خدا به عظمت وبزرگى ، انسان ناتوان وحقير را به كُرنش وتعظيم در برابر او وامى دارد. .2 احساس نياز و وابستگى انسان ، عاجز، نيازمند و ناتوان است و خداوند، در اوج بى نيازى و غناى مطلق ، و سر رشته دار امور انسان هاست . اين هم عاملى است ، تا انسان در برابر خداوند بندگى كند. 3 .سپاس نعمت توجه به نعمت هاى بى حساب و فراوانى كه از هر سو و در هر زمينه ما را احاطه كرده ، قوى ترين انگيزه را براى پرستش پروردگار ايجاد مى كند. نعمت هايى كه حتّى پيش از تولّد شروع مى شود و در طول زندگى همراه ماست و در آخرت هم (اگر شايستگى داشته باشيم ) از آن بهره مند خواهيم شد. قرآن به اين نكته اشاره كرده و به مردم زمان پيامبر صلى الله عليه و آله مى فرمايد: ))فَلْيَعْبُدُواْ رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ الَّذِىَّ اءَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَءَامَنَهُم مِّنْ خَوْف(( بايد خداى كعبه را عبادت كنند، خدايى كه آنان را از گرسنگى نجات داد و از ترس ، ايمن ساخت . .4 فطرت در سرشت انسان ، پرستش و نيايش وجود دارد. اگر به معبود حقيقى دست يافت ، كه كمال مطلوب همين است ، و اگر به انحراف و بيراهه دچار شد، به پرستش معبودهاى بدلى و باطل مى پردازد. بت پرستى ، ماه و خورشيد پرستى ، گوساله و گاو پرستى ، نمونه هايى انحرافى است كه وجود دارد، كسانى هم پول و مقام و همسر و ماشين و مدال و ... را مى پرستند. انبيا آمده اند تا فطرت را در مسير حق ، هدايت كنند و انسان را از عبادت هاى عوضى نجات بخشند. حضرت على عليه السلام در مورد بعثت رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد: ))فَبَعَثَ اللّهُ مُحَمَّدا بِالْحَقَّ لِيُخرِجَ عِبادَهُ مِنْ عِبادَةِ الاوثانِ اِلى عِبادَتِهِ (( خداوند حضرت محمّد صلى الله عليه و آله را برانگيخت ، تا بندگانش را از بت پرستى به خدا پرستى دعوت كند. روحِ عبادت در فطرت انسان نهفته است و اگر درست رهبرى نشود به عبادت بت و طاغوت مى گرايد. مثل ميل به غذا كه در هر كودكى هست ، ولى اگر راهنمايى نشود، كودك خاك مى خورد و لذّت هم مى برد. بدون هدايت صحيحِ اين گرايش فطرى نيز، انسان به عشق هاى زودگذر پوچ يا پرستش هاى بى محتواى انحرافى دچار مى شود. ادامه دارد |+| نوشته شده توسط مونس جان در جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 8:52
|